تمنا

من تمنا کردم
که تو با من باشی
تو به من گفتی،
هرگز هرگز
پاسخی سخت و درشت
و مرا، غصه این هرگز کشت
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 16:17 توسط MOSTAFA |
غزه درآتش و خون
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 9:3 توسط MOSTAFA |
LOVE
هیچ کس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بود از ما می گریخت چند روزی هست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفائل می زنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم + نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 15:14 توسط MOSTAFA |


